کارن و تعطیلات فطر
کارن و تعطیلات عید فطر
چند روز مونده بود به عید فطر رفتیم به خونه ییلاقی آقاجون اینا آخه اینجا هوا
خیلی گرم بود ... ولی اونجا حسابی خنک بود ....
ولی مهمتر از خنکی هوا دور هم جمع بودن بچه ها و نوه ها بود که حسابی
خوش گذشت ... وروجک ها هم که مثل همیشه آتیش سوزوندند ....
کارن و سورنا ( پسر عمه ) صبح می رفتندبیرون ... دوباره ظهر می اومدند
ناهار خورده نخورده می زدند بیرون تا شب ....... خلاصه اینکه این چند روز
حسابی کم پیدا بودند ....
امیدوار م همه تعطیلات خوبی رو گذرونده باشند .

کارن مشغول آب دادن به گل و سبزی های باغچه خونه ییلاقی آقاجون اینا
دقت کردین با تفنگ آبپاش داره آب میده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

کارن در حیاط خونه ییلاقی .... مشغول تماشای محصولات باغچه ( تمشک ... خیار ...)

کارن و شهراد ( پسر عمه ) به همراه بابایی مشغول چیدن خیار در حیاط خونه ییلاقی

اینم یه تله ست که بابا محمد با ابتکار خودش درست کرده واسه اینکه گنجشک
بگیره ، اتفاقاً یه گنجشک کوچولو هم دم به تله داد ... بچه ها یه کم باهاش بازی کردند
و بعد آزادش کردند که دوباره تو آسمون پرواز کنه .


کارن و تعطیلات فطر
